شخصيت: چنان واقعی که سايه از خود به جا بگذارند
نويسنده: برندی ريزنوبر
يکی از اتفاقات اصلی و جالبی که در هنگام خواندن داستان اتفاق می افتد، ملاقات و آشنائی با انسانهاست. اين انسانها شخصيتهای داستان هستند که داستان را به جلو می برند. "پرواز بر فراز آشيانه فاخته " بدون راندل مک مورفی، چه می شد؟
هر چه بيشتر بتوانيد نوشته تان را اداره کنيد تا شخصيتهائی که واقعا احساس می شوند درست کنيد، تا توهم يک انسان واقعی را بر روی صفحه ايجاد کنيد، بيشتر احتمال دارد که خواننده شما در گير داستان شود.
فرآيند ايجاد شخصيت واقعی
- ضرب آهنگ تمنا: تمنا در قلب هر شخصيت چند بعدی می تپد. شخصيت بايد چيزی را بطلبد. تمنا نيروی محرک طبيعت انسانی است. اگر بهترين شخصيت دنيا را هم بيافرينی، ولی تمنائی نداشته باشد، و توی مبل لم بدهد، نظر هيچ خواننده ای را جلب نمی کند، ولی درهمين شخصيت تمنای سفر با بالون از يک سر دنيای به سر ديگر دنيا را بگذار و جذابيت داستان خلق می شود.
تمنای شخصيت داستان می تواند بزرگ و عظيم باشد مانند، تسکين تنهائی، گرفتن انتقام مرگ پسر، يا صعود به اورست. يا می تواند کوچک باشد: فرار از غر و لند همسری بيمار، يا مراقبت از بوته ارکيده ای برای گل دادن.
کوچک يا بزرگ بودن اين تمنا مهم نيست، مهم اين است که شخصيت داستان بدجوری آن را بخواهد. شخصيت بدون تمنا خواننده را خسته می کند.
حسن وقت گذاشت برای ترسيم شخصيتی که خواسته قوی دارد اين است که از ديدگاه خواسته شخصيت سير داستان رشد ساختار يافته ای می يابد. برای مثال در داستان لوليتا نوشته ولاديمير نابوکوف، شخصيت اصلی به نام هومبرت هومبرت به دخترهای نوجوان تمايل دارد. داستان حول تمنای هومبرت برای دست يافتن به لوليتا که دختری با اين خصائص است شکل میگيرد. اگر هومبرت به اين شدت لوليتا را نمی خواست داستان شکل نمی گرفت.
گاهی اوقات تمنای شخصيت اصلی به آن صورت که در لوليتا می بينيم، روشن و واضح نيست. برای مثال در "So much water, So close to home" اثر ريموند کارور، کِلِر سعی دارد با تصميم همسرش مبنی بر ادامه ماهيگير بعد از يافتن جسدی در رودخانه کنار بيايد. شوهر او و دوستانش مچ جسد را به تنه درختی می بندند تا در محل بماند تا به ماهيگيری ادامه دهند و بعد سر راه خانه از طريق تلفنی وجود جسد را به پليس گزارش می دهند. داستان حول کلر می گردد که می خواهد دريابد که در آن آخر هفته چه اتفاقی افتاد و چرا همسرش و دوستانش با جسد چنين بی احساس برخورد کردند. به خاطر تمنای شديد کلر برای فهم اين موضوع و سوالاتی که از همسرش می کند، بحث و جدلی بينشان در می گيرد. او در روزنامه های به دنبال اطلاعات می گردد و در مراسم تشيع زن متوفی شرکت می کند. تمنای کلر برای فهم مساله با تصميمهای شوهرش در هم می آميزد و به داستان پيچيدگی و کشش می بخشند.
تمرين
به شخصيتی فکر کنيد. اگر اين کار خيلی کلی است به هنرپيشه ، خواننده يا شعبده بازی فکر کنيد که در دوره ميانسالی است و در می يابد که دوران طلائی حرفه اش گذشته است. يا والدين فرزندی را در نظر بگيريد که با بچه خود مشکل دارند. بعد تمنائی برای اين شخصيت در نظر بگيريد. تمنائی که او را به پيش ببرد. سعی کنيد اين تمنا چيزی ملموس باشد: پول، بريدن از حرفه، تماس با فرد خاصی. از انتخاب تمناهای انتزاعی مثل عشق و يا رشد شخصی اجتناب کنيد. وقتی که شخصيت و تمنايش را يافتيد، بنويسيد و کنارشان بگذاريد. ما به زودی به اين شخصيت باز می گرديم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر