
اسمش را طرح بگذاريد يا پيرنگ يا پلات، در هر صورت به معنی "اتفاقاتی است که در يک داستان در جهت رسيدن به تاثيری هنری يا عاطفی روی می دهد."
اين مجموعه اتفاقات را از سه سطح يا ارتفاع می توان نگاه کرد. اگر از سطح خيلی بالا به "پيرنگ" نگاه کنيم، فقط شروع، ميانه و پايان را می بينيم.
وقتی کمی ارتفاع را کم کنيم و "پيرنگ" را با جزييات بيشتر ببينيم، تعدادی صحنه و پيامد به چشم می ايد .
وقتی "پيرنگ" را کاملا از نزديک مشاهده کنيم، در کوچکترين سطح تعدادی کنش و واکنش ( محرک و پاسخ) می بينيم. اينها تمام کنش و واکنشهائی هستند که نويسنده از آنها استفاده می کند تا بر روی شخصيتهای داستان تاثير بگذارد.
مجموعه اين کنش و واکنشها "خط سير" داستان را می سازند که معمولا از 6 تکه ساخته شده است:
1. موقعيت آغازين: اتفاق اوليه ای که داستان را شروع می کند
2. ناپايداری: هدفی که شخصيت داستان بايدبه آن برسد را روشن می کند
3. گره فکنی: موانعی که شخصيت اصلی با آن روبرو می شود و با پيشرفت داستان پيچيده می شود.
4. نقطه اوج: بالاترين نقطه جذابيت داستان است
5. گره گشائی: آن چيزی است که بعد از حل تمام مشکلات بر سر شخصيت اصلی داستان می آيد.
6. نتيجه گيری
صحنه و پيامد:
اگر "پيرنگ" را موتور داستان به حساب آوريم، بايد صحنه و پيامد را پيستون داستان بناميم.
در فيلم سينمائی صحنه داريم. اما سينما فاقد پيامد است، پيامد چيزی است که غنا داستان را ايجاد می کند و سينما به دنبال دستيابی به آن است.
پيامد موتوری است که جنبه احساسی داستان را می سازد، چسبی است که صحنه ها را در کنار هم نگه می دارد و کمک می کند که هر صحنه به صحنه بعدی متصل شود.
آقای بيکهام (1993) می گويد: پيامد جزء ساختاری منعطفی و ابزاری برای شخصيت سازی عميق، آناليز انگيزه ها، و توضيح برنامه ريزی شخصيت است.
بعد از هر صحنه ای که تنش يا ناپايداری را نشان می دهد، پيامدی بايد بيايد که از چهار جز تشکيل شده است:
- احساسات
- فکر
- تصميم
- عمل
مشخصه اصلی صحنه ناپايداری و مشخصه اصلی پيامد احساس و منطق است.
همان طور که می بينيد چهار جز پيامد، همان چهار جزئی هستندکه به طور عادی در رفتار انسانی برای رسيدن به هدف مشاهده می شود.
الگوئی که معمولا در يک صحنه رعايت می شود به ترتيب زير است:
- تعريف هدف
- معرفی و گسترش ناپايداری
- شکست شخصيت در رسيدن به هدفش که در واقع فاجعه ای تاکتيکی است که داستان را به پيش می برد
اهدافی که از اجرا يا پياده سازی صحنه در داستان دنبال می شود عبارتند از:
- جلو بردن داستان- بيان مشکل يا سخت تر کردن آن
- نمايش ناپايدار
- معرفی شخصيت
- ايجاد تعليق
- دادن اطلاعات
- خلق جو يا اتمسفر
- رشد درونمايه اصلی داستان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر