
8 قانون برای نوشتن داستان ،به نقل از Kurt Vonnegut
1. به گونه ای از وقت خواننده ناشناخته ات استفاده کن، که اصلا احساس اتلاف وقت نکند.
2. به خواننده دست کم يک شخصيت بده که بتواند با او احساس همدلی کند.
3. هر شخصيتی بايد به دنبال چيزی باشد، حتی اگر شده يک ليوان آب.
4. هر جمله ای در داستان بايد يکی از اين دو کار را بکند: به شناخت شخصيت کمک کند يا داستان را به جلو ببرد.
5. تا حد امکان داستان را از نقطه ای نزديک به پايان شروع کن.
6. مردم آزار باش. هر قدر شخصيتهايت آدمهای بی گناه و خوبی باشند مهم نيست، اتفاقات وحشتناکی را پيش رويشان قرار بده- تا خواننده بفهمد شخصيتهايت واقعا چه جور آدمهائی هستند.
7. فقط برای خوشايند يک نفر بنويس. اگر می خواهی پنجره ای بگشائی و به تمامی افراد دنيا عشق بورزی، داستانت به اصطلاح افتضاح می شود.
8. در اسرع وقت، تا جائی که می توانی به خواننده ات اطلاعات بده. گور پدر تعليق، خواننده بايد چنان اطلاعات کاملی از اصل ماجرا، علت و زمان آن داشته باشد که اگر سوسکها چند صفحه آخر را خوردند بتواند خودش داستان را تمام کند.
http://www.novelr.com/2007/11/15/kurt-vonneguts-8-rules-for-writing-fiction